امروز دیگه رد داده بودمو قاطی کردم...

نشستم کل کتاب شیمیو نوشتم:/

معلممون خلاصه فرستاده بود یه عالمه ولی نباید مینوشتیم نشستم 20 صفحه بیشتر نوشتم

خاااک تو ملاجت

چشام دارن از حدقه در میان

سرم داره میترکه(من زود زود تقریبا سرم درد می کنه)گردنمم همینطور

از صب پای کامپیوترم

هعییی

امروز بدجوری قاطی کردم

فک کردم عین راهنمایی باید خلاصه هارو مینوشتیم درحالی که دیگه زیادی شبیه جمله های کتاب بود اون خلاصه های کوفتی

عجبب...

 

امروز اصلا رو به راه نیستم

برعکس دوتا رفیقام به خاطر من ذوق مرگن

پییییف

برم بخوابم البته اگه سر درده بزاره

منم که از دارو بدم میاد جز وقتایی که پریود شم و سرما بخورم

یکیم اون قرص اهن کوفتی:/خب قرص نیس کپسوله با مخلفات://

اه اه

ولی اخیییش خیالم راحت شد بلاخره تمومش کردم

به خودم افتخار میکنم

عوضش نوشتنشون باعث شد یاد بگیرم^^

زیادم بد نیستا

نیمه پره لیوانو ببین:")

قشنگ تناقض توی این پست اشکاره

ارایه تضاد!

بسه دیگه زیادی درس خوندم مخم قفل کرد داره چرتو پرت میگه

تااازه قراره برم کلاس اقای دلدار مهربونمم

عاشقشم خیلی ادم با کمالات و خوب و سر به زیرو با جنبه  و انگیزشیه

اقای دلدار از همینجا ممیگم مرسی که هستی

من ریاضی دبیرستانمو مدیون توام قشنگم:)

 

خب دیگه معتاد تایپ کردنم ولی از نوشتن رو دفتر بدم میاد

از همون بچگییی

یکیب بیاد منه تنبلو جم کنههه

البته نمینوشتمم به یه ورم نبود

ولی خو اگه مدرسه ها واشه کونم پارس:))))))))))

گشادیم در حد لالیگا

مدال بدین باو خخخخ

خب دیگه هستی خل و چل می رود

بوص بوص

شب همتون تکشاخی^^

اصا کیوت تر و ناناص تر و خشن تر و عصبی تر و مودی تر از من سراغ دارین؟همگی باهم نههههههههه

خب دیگه بابایییی

بابای چیه

مگه خدافظی میکنم:/

روان پریش بیچاره://
بگو شب بخیر تامام

اوک شب بخیر و خوشی

لالایی کنین بوص بهتون

خب دیگه برید به کپیت

منم برم به کپم

نهههه چقد دوس دارم تایپ کردنو

من دستگاه تایپ میخوااام

از اونایی که نویسنده ها دارننن

من میخوااااااااااااام

خب دیگه رفتم

نه جدی اف میشم

پس شب خوش

هووووف!